به ماتم فرو رفتم از این غمان به کشتن بزرگانمان را سگان که مادر بغل کرد هنگام مرگ زآغوش او خفته گویی چو برگ شبی را به مظلومیت سپر کرده ایم دلمان زِ این کینه پر کرده ایم چه خوش گفت فردوسی ارجمند که در این سرا پادشاهی کنند دریغ است که ایران ویران شود کنام پلنگان و شیران شود
گران مایه باشد درین سرزمین که جانان دهیم ، فدایش همین به بیگانه باجی نخواهیم داد که ما پایداریم، پیروز باد غیوریم و دشمن چو خاری و درد زَنیمَش به بی چارگی در نبرد عقابیم و آییم بالا  سرت که با پنجه گیریم سر و گردنت دلیران و شیریم ای بد سگال که ماییم پیروز در این جدال
بباید بمیرید درین کار زار بغلتید در خون سر انجام کار هراسی ندارم ز عوعویِ تان که با مرگتان است پاسخّتانبه حیدر قسم خورده ام تا ابد بمانم که ظلم، نابود شود به فرمانده سید علی دل دهیم کزین جور ظلمت بیرون رهیم سید مهدی سید حسینی
22:07 - 14 June 2025

1464 Views