از بحث های تمام نشدنی که بگذریم جدا تشیع را اگر درست بشناسیم عالم عجیبی دارد. اینهمه سال محکوم به حیات زیرزمینی ، یک پیشوایش به مرگ طبیعی از دنیا نرفت، یکی به فاجعه در دشت کربلا یکی به سم ریا در انگور. اما همین تشیع چطور زنده مانده؟ زنده مانده که هیچ ، که زنده ماندن به خودی خود مزیتی نیست، که...
زندگی کرده! که حیات پرباری داشته، که وقتی دیگر فرق اسلامی خواستند از رخوت مدرنیته غربی خارج شوند شبیه تشیع شدند! از سید قطب تا محمد علی جناح. مدام چون ققنوسی از خاک بلند می‌شوند. گفتند زیدیه با پایان حکومت هزار ساله امامان زیدی تمام شد، ققنوس سرخ و سفید و سبز حوثی بر صورت مستکبرین فریاد کشید! ...
گفتند کار امامیه تمام است . جوانان همه فاسد و پیران همه خسته. روح خدا چنان بر آنان سیلی زد که هنوز جایش مانده و کینه اش را دارند. این حیات پویای تشیع از کجا می آید؟ از مفاتیح ؟ از زیارت؟ از چی؟ چه تفاوتی دارد با بقیه مذاهب؟ این تفاوت از قیام می آید! از اینکه راس تشیع به روی نیزه می رود ولی تسلیم...
نمی شود. به اینکه اگر راه ورود به سیاست بسته است و قیام های سیاسی سرکوب ، قیام علمی می کند. چنان تولید علمی می کند که تا سالها انحصار علوم در دستانش است. رمز حیات تشیع در تسلیم ناپذیری است. از نپذیرفتن جبر سرنوشت. از امید در بدترین شرایط به ادامه دادن. از عدل الهی...ناامید نشوید. راهی هست...
12:26 - 24 June 2026

1 Reactions
218 Views