امروز صبح که منزل مادربزرگ بودیم،یکی از آقایان حاضر ناگهان از میان جمع برخاست و به داخل یکی از اتاق ها رفت،چند دقیقه بعد در حالی که تماس را روی بلندگو گذاشته بود برگشت،صدای گرفته ی آن طرف خط که معلوم بود دارد گریه میکند میگفت:خواهرزادم ۲۰ سالش بود آقا مصطفیٰ، ۲۰ سالش بود💔#ایران_تسلیت#کرمان