هری مثل هر شب کنار رودخونه توی جنگل منتظر تام نشسته بود تام با قدم هایی آرام و کنترل شده رسید و پشت سر هری ایستاد و گفت:سلام پسر کوچولوهری‌ آب‌ دهانش‌ را‌ قورت داد تام در یک صدم ثانیه گفت:بچرخ!هری با نگرانی چرخید و شلوارش را پایین کشید چند ثانیه بعد صدای ناله هایش در جنگل پیچید.
I See Red ( GandomMusic
16:20 - 12 March 2026



9 Replies

Profile picture of ‌(وفادار به پارکینسون ver)Lorenzo‌
@Lorenzo_Berkshire12 March 2026
Replying to
تو دیگه عجب دو بهم زنی هستی پارکینسون

Profile picture of ‌دراکو تهرانی‌
@DarkWizard12 March 2026
Replying to
(⁠┛⁠◉⁠Д⁠◉⁠)⁠┛⁠彡⁠┻⁠━⁠┻واییی چشمامممچرا هری تو این وضعیت دیدم

Profile picture of ‌Yuros Snape‌
@Yuros_Snape12 March 2026
Replying to
یا تنبون مقدس مرلین.

Profile picture of ‌Matt‌
@Matthew_Riddle12 March 2026
Replying to
یا زیر شلواری مقدس مرلین

Profile picture of ‌Henry‌
@Henry00113 March 2026
Replying to
تامی دآخه هری💔

Profile picture of ‌تاران‌
@gggggg2115 March 2026
Replying to
هری همیشه همین بود 🤷🏻‍♀️ ولی از تام انتظار نداشتم 😑

Profile picture of ‌Harry Potter‌
@Hp_7316 March 2026
Replying to
جانمممممم😧😧😧😧😳😳😨من غلط بکنم ازین کارا بکنمیا عزیز ترین شلوار مرلینعجب چرت و پرت سر هم میکنی پارکینسون