ساز دل با که نوازم چو تو دمساز ندیدمو اندر این خرابه آباد چو تو نایاب ندیدمرفته ام بر سر هر کوی و خجل برگشتم آخرین وصله دل بودی و جز جواب ندیدمآه و سوز شب من بهر رسیدن به تو استورنه از کار جهان چیزی مگر سراب ندیدمتو و شبْ نیمه و سر به زیر با آن شال سبز…Show more