ابتدا خودم رو مخاطب قرار میدم:منی که انقدر مدیون خانواده این شهدا هستم تا به حال براشون چیکار کردم که داغشون رو کم تر حس کنن؟چقدر برای مادر یا پدر شهیدی پسر بودم،چقدر برای خواهر یا برادر شهیدی برادر بودم؟ و...درسته که نمی تونم جبران کنم،اما چقدر سعی کردم هواشون رو داشته باشم؟!کاش لااقل هیچ کاری نمی کنم حواسم باشه ی وقت حرفام و طعنه هام باعث تازه کردن داغشون نشه؛چی می خوای تو که داری از بنیاد شهید حقوق می گیری و...
دیروز داشتم می گفتم که ما فقط تا چند روز بعد از شهادت ی شهید توی فکرش هستیم و حواسمون هست که خانوادش داغدارن؛واقعا چقدر دردناکه؟ما یکی از عزیزامون فوت می کنه می خوایم قالب تهی کنیم چه برسه اینکه اجل نرسیده جونش رو مظلومانه ازش بگیرن.بابا،مامان،برادر،خواهر،دایی،عمو و....جشن تولدی باشه،پسر یا دختر جو…