🌙 ساعت ۲ نصف شب وقتی وارد محل اسکانمون تو زاهدان شدیم دیدیم مدیر هلال احمر زاهدان هنوز سر کارن!🖤 یکی از بچههای هلال احمر که همراه مدیر بود تا حاج آقای وکیل پور رو دید بغضش ترکید
و شروع کرد گریه کردن،میگفت «خیلی دلم برا آقا تنگ شده»می گفت «ما نه نون میخوایم نه آب فقط به رهبرمون بگید انتقام آقای شهیدمونو بگیرن!»🌱 چه چشمای عاشقی داشت...
11:04 - 26 May 2026