دلنوشتهای برای ذبح عظیم دوران امام شهید سیدعلی حسینی خامنهایلحظهای که به یاد او میافتم گریه امان نمیدهد...او باغبان ما بود، هرچه از حرکت، قوت و خوبی هست سالهای سال حاصل پرورش دادن او بود...چه بدیها و زشتیها سراغ داریم که یکیک باصبر او از ما زایل شد...ما با او رشد کردیم، بزرگ شدیم،
همهی افقهای پیشرو، باورِ همهی رؤیاها، اعتماد به آیندهی زیبای دنیا، که آمدنی است و شدنی است را او در ما ایجاد کرد...من نمیدانم دیگران چطور دین را، حقیقت را، خدا را، اسلام را شناخته و درک کردهاند و به آن پایبند شدهاند اما واقعیت این است که برای ما همه اینها با او معنا شده است.چطور میشود به
حقیقتی، به خدایی فراتر از عالم، ایمان پیدا کرد در حالی که در زمین در هر روز و لحظه، جلوهای انسانی از آن حقیقت و خدا را در مقابل نداشته باشی؟چطور میشود به علی علیهالسلام در تاریخ ایمان داشت اما در زمانت علیای را نداشته باشی و نشناسی؟ و چطور میتوان همچنان به امکان آمدن مردی از تبار علی
علیهالسلام امیدوار باشی وقتی در زندگی امروزت به علیای تکیه نکرده باشی؟روضه سنگین صیحهی تَهَدَّمَتْ وَ اَللَّهِ أَرْكَانُ اَلْهُدَى... اکنون بیش از همیشه برایمان قابل درک است... منتقم خون اباعبدالله خود خداست چون خونی بزرگ است...عظمت خون اباعبدالله را چگونه میتوان درک کرد در حالی که بزرگی خون
او جهانی را مبهوت کرده است؟خیلی به مفهوم انتقام فکر میکنم؟ انتقام چیست و چطور محقق میشود؟به هرچه فکر میکنم خون بهای آن نیست. شاید رجعت یک حقیقت برای پاسخ به این نیاز است، رؤیای دوباره حسین، دلیل استمرار زنده ماندن و زندگی است... نقل است در شهادت رفیق خوشبختش وعده بازگشت آن رفیق را داده بود و
ما اکنون به امید بازگشت دوباره او و نفس کشیدن در سایهاش روزها را میگذارنیم تا جایی که آرزوی دیدار دوبارهاش، معاد و زندگی جاودان اخروی را برایمان اثبات میکند!اگر نسبت ما با او اینگونه است حسین کیست؟ و مگر جزء با درک او میتوان به حسین و آرزوی رویش اندیشید؟بعثت، یعنی او در جان و دل ما بود
و امتداد داشت و ما غافل بودیم! حالا همه را برانگیخته و گرد غفلت زدوده است و این ما هستیم و امتداد او و باری که تا نزدیکیهای قله رسانده...حرم حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیه
21:24 - 28 May 2026