نقد فیلم «بی‌داد» به بهانه‌ی انتشار و ساخت غیرقانونیتماشای اِدرار کردنِ دیگری بر سینمای ایرانبی‌داد ساخته‌ی سهیل بیرقی فیلمِ ضدِّ فرهنگ است. سینمایی که در آن بازیِ بی‌نظیرِ امیر جدیدی را داریم و یک لیلیِ رشیدی خیلی بد. نگاهِ سینمای ایران به مسئله‌ی فرهنگِ دینی به یک مبارزه‌ی سیاسی تبدیل شده. فارغ از اینکه زنان در آن از شکلِ مبارازاتِ فمینیستی به عُریان‌گری شیفت پیدا کرده‌اند، تا جایی که ادرار کردنِ یک مرد را با افتخار تماشا می‌کنند، باید این مهم را در نظر داشته باشیم که سینمای بیرقی مرعوبِ مناسباتِ اجتماعی نسل‌ها شده و در بسیاری از لحظات تالی‌فاسدهای عمیقِ رسانه‌های معاند و وایرال شدن در فضاهای مسمومِ مجازی را به دفاع از فلسفه‌ی ارزشی: وطن، زن، صدا و آبادی ترجیح می‌دهد. مسئله‌ی اساسیِ من با گردن‌آویز شخصیت، ستی، است. نمادی از وطن که پشت و رو شده و حتی هنگامِ درگیریِ فیزیکی با آن مأمور ادامه پیدا می‌کند. قبل از اینکه چراییِ این نماد را مورد مداقه قرار دهم باید این را بنویسم که نیروی انتظامیِ ایران دست روی زن بلند نمی‌کند و از زن هم کتک نمی‌خورد که متأسفانه در این فیلم این دو فکتِ ارجاعی را بی‌رحمانه و متضاد می‌بینیم. نماد ایران به دست‌مایه‌ای برای فرار از واقعیت تبدیل شده. واقعیتی که مردی بی‌حیا را در کنار زنی بی‌حیاتر نشان می‌دهد، صدای دختری از نسلِ Z را مورد حمایتِ افکار و رسانه‌های ضدِّ انقلاب می‌داند و با گردن‌آویزی نمادگونه از وطن از همه‌ی پرسش‌ها فرار می‌کند. دیالوگ‌هایی که میانِ جدیدی و ضابطیان رد و بدل می‌شود مالِ ایران و ایرانی نیست.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی#نقد_فیلم #بی_داد #سینمای_ایران #مرگ_بر_آمریکا #مرگ_بر_اسرائیل #ایران 🎩 ‎@alirafieivardanjani
14 MB
نسلِ پُرعُقدهنسل Z کجای این درام قرار دارد؟. متنی که قرار است مسئله‌ی امروزِ آدم‌هایی باشد که پشتوانه‌ی نسلِ پُرعُقده و همواره مستِ خود را دارد چگونه می‌تواند به جزئیاتِ درام مانند آزادانه خواندن و ارتباطِ نامشروع با جنس مخالف فکر کند؟. فیلم استیصال در پرداختِ قصّه‌اش را از اُپِنینگِ خود دارد، حمیرا، رشیدی، که از مستی بی‌هوش شده را می‌بینیم که دخترش، ستی، او را حمل می‌کند و بعد این پلان کات می‌خورد به وضو گرفتنِ خانمی که گویی کاره‌ای در وزارت ارشاد است. «بی‌داد» شکلِ صحیحی از سینما ارائه نداده. سینمایی که مدام دوربین روی دست‌اش به غلط از پُشتِ سَر شخصیت را دنبال می‌کند، میزان‌سن‌اش هیچ ربطی به فضای ایران و موسیقیِ زیر زمینی ندارد، مخصوصاً وقتی ستی می‌رود که در باشگاهی بخواند گویی آن باشگاه در دُبی آماده شده و چهره‌پردازی‌اش در حدِّ آن است که دختری جلوی آینه قیچی را در دست گیرد و موهای خود را کوتاه کند. متأسفانه بازیِ خوبِ امیر جدیدی با این چهره‌پردازیِ ضعیف زیر سؤال رفته. سینمای ایران بازتابی از رسانه‌های معاند است که آن را در جامعه نیز مشاهده می‌کنیم و باید اعتراف کنم که رسانه‌های معاند چندین برابر رسانه‌های داخلی‌مان بر این مردم تأثیر گذاشته‌اند چرا که فرهنگ و سینمای امروز حاصلِ چُنین رسانه‌هایی است نه انقلاب و ایران. این رسانه‌ها با ساختِ چهره‌ای غربی از ایران این سؤال را در افکار نسل جدید بوجود می‌آورند که چرا باید یک مُشت پیرِ اُمُل را تحمل کنیم؟.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی🎩 ‎@alirafieivardanjani
ضدِّ فرهنگدیگر عادّی شده برایمان که فیلم‌های توقیفی یکی پس از دیگری منتشر شوند. این آثار چرا باید ساخته شوند که توقیف‌شان کنیم؟ این آثار چگونه ساخته می‌شوند و چگونه آنهایی که توقیف‌شان می‌کنند متوجه روندِ تولیدِ غیرِ قانونی‌شان نمی‌شوند؟ سینمای ایران در مورد رقص، آواز دختران و ارتباطات جنسی فیلم ساخته و کسی هم متوجّه نشده. پُرسش اساسیِ من این است چرا «قاتل و وحشی» نعمت‌الله، «گزارش یک جشن» حاتمی‌کیا، لو نمی‌روند و این آثارِ ضدِّ فرهنگی دیده می‌شوند؟. سینمای ایران ضدِّ انقلاب و فرهنگِ ایرانی دارد عمل می‌کند و این مستقیماً بر تولیدات ادبیات و بازار کتاب نیز تأثیر می‌گذارد. «بی‌داد» در حالِ ضعیف نشان دادنِ بارِ فرهنگی در ایران است. این ضعفِ رفتاری را در برخورد با زنان می‌توان یافت. کنسرتی که برای بانوان برگزار می‌شود و می‌گویند از کلمه‌ی: مرد من، استفاده نکن چرا که بارِ جنسیتی دارد. فیلم حاصلِ مایحتاجِ اُپوزیسیون برای پرداخت به محدودیت‌های زنان در جامعه‌ی ایران است. این مایحتاج منشأِ دینی و فرهنگی دارد و از صفر تا صد فیلم کاراکترهایی، حتّی خانمی که در وزارت ارشاد کار می‌کند، را داریم که برابری فیزیکی و روانی زن را در کنار مرد می‌دانند. در حالِ حاضر سینمای ایران در حالِ بُردنِ آبروی فرهنگ و اسلامِ ایرانی است. ✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی🎩 ‎@alirafieivardanjani
17:05 - 10 August 2026
Family
Review
Law

1 Reposts
581 Views