نیامدی و دوباره به خویش رو کردم شبانه با لبِ لیوان بگو مگو کردم...تمامِ شب به کفایت شراب خوردم و بعد، اذانِ صبح که شد، با همان وضو کردم نیامدی که بدوزم به چشم هایِ تو چشم نشستم و جـگر خویش را رفو کردم...بُرِشی از غزل #غلامرضا_طریقی
2 MB
00:53 - 6 May 2026