بر آستانِ میکده خون میخورم مدام/روزیِّ ما ز خوانِ قَدَر این نَواله بود.هر کو نکاشت مِهر و ز خوبی گُلی نچید/در رهگذارِ باد نگهبانِ لاله بود.بر طَرْفِ گلشنم گذر افتاد وقتِ صبح/آن دَم که کارِ مرغِ سحر آه و ناله بود.دیدیم شعرِ دلکش حافظ به مدحِ شاه/یک بیت از این قصیده به از صد رساله