من در دوران خدمت سربازی و پس از آن، با صحنههایی مواجه شدم که نشان میدهد گاهی میان «آرمان» و «عملکردِ بدنه»، شکافهای ریزی وجود دارد:در دورانی که راننده خودروی پلیس راهور بودم، با اتفاقات عجیبی از سوی فرمانده پاسگاه مواجه شدم؛
مردم باید از وکلای اعتباری خود که نمایندگان مجلس هستند، به سمت مراجع تقلید که وکلای امام زمان علیه السلام هستند بروند.
@digital_penetrate19 May 2026من در دوران خدمت سربازی و پس از آن، با صحنههایی مواجه شدم که نشان میدهد گاهی میان «آرمان» و «عملکردِ بدنه»، شکافهای ریزی وجود دارد:در دورانی که راننده خودروی پلیس راهور بودم، با اتفاقات عجیبی از سوی فرمانده پاسگاه مواجه شدم؛
@digital_penetrate19 May 2026داستان خودروی پلیس ما هم برای خودش کمدی-درامی بود. سوییچ ماشین خراب شده بود و بدون سوئیچ روشن میشد! یک روز که جانشین به من مرخصی داد تا تعمیر کنم، وقتی برگشتم، فرمانده میخواست راهیِ بازداشتگاهم کند! نگو جناب جانشین به فرمانده گفته بود: «بدون هماهنگی رفته است!»
@digital_penetrate19 May 2026اما اوج ماجرا زمان بازدید فرمانده کل بود. فرمانده پاسگاه که میخواست حالِ جانشینش را بگیرد، تمام رانندهها را فرستاد مرخصی تا جانشین در شیفت خودش دستتنها بماند و جلوی فرمانده کل توبیخ شود. حالا ما بودیم و حوزه استحفاظی مان و ماشینِ جناب فرمانده کل.
@digital_penetrate19 May 2026اینجا بود که من و جناب جانشین در ابتدا خیلی شیک به فرمانده سلام نظامی دادیم. به محض عبور ماشینها، از راه میانبری که فقط خودمان بلد بودیم قبل از فرمانده، خودمان را به انتهای حوزه رساندیم! دوباره پیاده شدیم و با همان ابهتِ قبلی سلام دادیم.حالا اینکه فرمانده با خودش فکر کرد ما «دوقلو» هستیم بماند!
@digital_penetrate19 May 2026یک ماه بعد، فرمانده که هنوز بابت آن غیبت شاکی بود، با نگاهی حقبهجانب پرسید: «آن روز کجا بودی که غیبت خوردی؟» وقتی جواب دادم: «قربان، جانشینتان به من مرخصی داده بود»، انگار نارنجک در دفترش منفجر شد! صبح فرمانده را در دفتر رئیس پلیس پیدا کردم. گویا پاسخ گرفته بود که یک ماه دیگر بازنشست میشود.
@digital_penetrate19 May 2026از دانشگاه که به سربازی برگشتم، با اینکه در ستاد کل بودم، به خاطر شوخیهای نامناسب و صمیمیتهای خارج از عرف یک کارمند خانم با افسران آنجا، ناچار به انتقال به شهری کوهستانی شدم. جایی که همه افسرها تبعیدی بودند.
@digital_penetrate19 May 2026در آنجا تلختر از همه، مواجهه با افسری بود که موقع نماز صبح خواب بود و مانع نماز خواندن من هم میشد و بعد هم با وقاحت تمام، همه چیز را نزد مافوقش انکار کرد.چند روز پیش از نوشتن این متن هم در یک سونوگرافی که به اسم سپاه بود، اتفاقی افتاد که اصلاً قابل بیان نیست.
@digital_penetrate19 May 2026مردی که در سونوگرافی سپاه، خانمها رابه صورت نیمه برهنه میدید و خانمها باید جلوی او در داخل دستگاه میرفتند.