عقلانیت انقلابی در جلوگیری از کودتادر نگاهی کلان، نیروهای مسلح ما اعم از ارتش، سپاه، بسیج و فراجا و نیروهای امنیتی، دژهای مستحکم امنیت کشورند. حقیقت این است که هر کس لباس مقدس نظامی را بر تن می‌کند، پیش از هر چیز، با حضورش در حال تأیید عملی نظام و میثاق با آرمان‌های آن است. اما در سوی دیگر، نباید
Profile picture of ‌امین‌
امین

@digital_penetrate  •  16 May 2026

مردم باید از وکلای اعتباری خود که نمایندگان مجلس‌ هستند، به سمت مراجع تقلید که وکلای امام زمان علیه السلام هستند بروند.
در دام «خوش‌بینی افراطی» افتاد؛ ادامه در پیامها 👇
16:34 - 19 May 2026

2 Reactions
280 Views


8 Replies

Profile picture of ‌امین‌
من در دوران خدمت سربازی و پس از آن، با صحنه‌هایی مواجه شدم که نشان می‌دهد گاهی میان «آرمان» و «عملکردِ بدنه»، شکاف‌های ریزی وجود دارد:در دورانی که راننده خودروی پلیس راهور بودم، با اتفاقات عجیبی از سوی فرمانده پاسگاه مواجه شدم؛

Profile picture of ‌امین‌
داستان خودروی پلیس ما هم برای خودش کمدی-درامی بود. سوییچ ماشین خراب شده بود و بدون سوئیچ روشن می‌شد! یک روز که جانشین به من مرخصی داد تا تعمیر کنم، وقتی برگشتم، فرمانده می‌خواست راهیِ بازداشتگاهم کند! نگو جناب جانشین به فرمانده گفته بود: «بدون هماهنگی رفته است!»

Profile picture of ‌امین‌
اما اوج ماجرا زمان بازدید فرمانده کل بود. فرمانده پاسگاه که می‌خواست حالِ جانشینش را بگیرد، تمام راننده‌ها را فرستاد مرخصی تا جانشین در شیفت خودش دست‌تنها بماند و جلوی فرمانده کل توبیخ شود. حالا ما بودیم و حوزه استحفاظی مان و ماشینِ جناب فرمانده کل.

Profile picture of ‌امین‌
اینجا بود که من و جناب جانشین در ابتدا خیلی شیک به فرمانده سلام نظامی دادیم. به محض عبور ماشین‌ها، از راه میان‌بری که فقط خودمان بلد بودیم قبل از فرمانده، خودمان را به انتهای حوزه رساندیم! دوباره پیاده شدیم و با همان ابهتِ قبلی سلام دادیم.حالا اینکه فرمانده با خودش فکر کرد ما «دوقلو» هستیم بماند!

Profile picture of ‌امین‌
یک ماه بعد، فرمانده که هنوز بابت آن غیبت شاکی بود، با نگاهی حق‌به‌جانب پرسید: «آن روز کجا بودی که غیبت خوردی؟» وقتی جواب دادم: «قربان، جانشینتان به من مرخصی داده بود»، انگار نارنجک در دفترش منفجر شد! صبح فرمانده را در دفتر رئیس پلیس پیدا کردم. گویا پاسخ گرفته بود که یک ماه دیگر بازنشست می‌شود.

Profile picture of ‌امین‌
از دانشگاه که به سربازی برگشتم، با اینکه در ستاد کل بودم، به خاطر شوخی‌های نامناسب و صمیمیت‌های خارج از عرف یک کارمند خانم با افسران آنجا، ناچار به انتقال به شهری کوهستانی شدم. جایی که همه افسرها تبعیدی بودند.

Profile picture of ‌امین‌
در آنجا تلخ‌تر از همه، مواجهه با افسری بود که موقع نماز صبح خواب بود و مانع نماز خواندن من هم می‌شد و بعد هم با وقاحت تمام، همه چیز را نزد مافوقش انکار کرد.چند روز پیش از نوشتن این متن هم در یک سونوگرافی که به اسم سپاه بود، اتفاقی افتاد که اصلاً قابل بیان نیست.

Profile picture of ‌امین‌
مردی که در سونوگرافی سپاه، خانم‌ها رابه صورت نیمه برهنه می‌دید و خانم‌ها باید جلوی او در داخل دستگاه می‌رفتند.