صدای سازدهنی با صدای شُرشُر بارون سمفونی نابی رو تو خیابونای شهر تهرون راه انداخته بود.مامان میگفت: «هرکس زیربارون به یهجا خیره بشه و فکراشو مرور کنه؛ از همه عاشقتره...»حرفشو قبول ندارم آخه از شما که پنهون نباشه؛ اونقدر پیگیر زندگی و زیست شدیم که از خاطرهمون رفته عشق و عاشقـیحالا من میگم..