انجام وظایفی که دین و رهبرم برای زمینه سازی ظهور تعریف کرده اند،در گرداب خویش اسیر کرده اند.من کسی بودم که وقتی درباره ی سید علی خامنه ای حرف میزدم طوری صحبت می کردم که انگار من اجر و قرب خاصی نسبت به او داشته ام و دیگران در حق او کوتاهی کرده اند و مقصر از دست دادن او هستند.من هیچ گاه به این فکر نکردم این شخص من بودم که او را به گودی قتلگاه کشاندم.من گریه ام نمی آید،خشم آتشین از خویش دارم.من به دنبال راهی هستم برای نجات خویش در برابر این مصیبتی که بر سر عالم آوردم.من آنقدر احمق بودم که بر اباعبدالله الحسین علیه السلام روضه ی گودال می خواندم و از بی وفایی کوفیان برای مردم سخن می گفتم اما متوجه این نبودم که اگر من هم در میان بنی اسرائیل بودم در برابر فرامین هارون نبی در نبود موسی علیهما السلام به گوساله پرستی روی می آوردم.من شکننده تر از چیزی بودم که خیال می کردم.من باید اشک هایم،بغضم را فریاد بکشم،نعره بزنم که من مقصر بوده ام و کوتاهی کرده ام و قضاوت درباره ی تقصیر و کوتاهی دیگران را به خودشان واگذار کنم.من کوتاهی کردم من از کنار گزاره های مهم بی اهمیت و به امید آنکه خودشان درست می شوند گذشتم.من عمرم را صرف کنکاش و پی گیری تمام آنچه اسلام در این زمان از من میخواست،نکردم.من اگر گریه کنم از خشم بر خویش گریه می کنم و گرنه که این مرد بزرگ شهادتی را نصیب خویشتن کرد که تا سالهای سال حد تراز مجاهده ی فی سبیل الله و معنای عرفان را به طرز دست نیافتتی ای باز تعریف کرد.خوشا به حال دوستان و همراهان و کسانی که حرف های او را گوش دادند،خوشا بحال آنان که به خود در اجرای دستوراتش نمره ی کامل می دهند،خوشا بحال آنان که توانستند در شهادت او ادعا کنند که سرباز خوبی بوده اند و به تمام
01:40 - 10 July 2026