هشتکی که زده نشد: #برای_ماکاندلنوشته | ویرِشت حتما مطالعه شود من نازک دل نیستم! اما وقتی اشک یک کودک را میبینم، وقتی درد یا حتی خراشی روی جسم کودکی میبینم که اورا آزار دهد، من هم آزار میدهد...بنظرم کودک فقط باید شاد باشد و بازی کند و ز غوغای جهان فارغ بماند. هیچ ترس و هیچ نگرانی و هیچ دردی نباید او را آزرده کند.
از عمق میسوزم وقتی که به آن صبح فکر میکنم. این کودکان چه اضطرابی را در لحظه رفتن چشیدند... چه دردی کشیدند و آنها که دیرتر رفتند، چه صحنه ها که ندیدند...
نمیخواهم روضه بخوانم... اتفاقا خوشا به حالتان که بعد از امامتان رفتید و نماندید دار مکافات را ببینید... و ماکانی که در روز تولد کادوی شهادت را گرفت...اینگونه شهادت و خریده شدن هم آرزوست... کاش ماکان نصیری بودم. به یک آن ناپدید از موج آن پرتاب...
و کفش و یک پلیور که ماند برای خانواده ات... دلم برای آنها میسوزد... که آرامشان خرابه های سوخته شد و آرزو هایی که در زیر آوار ماند... داغ از دست دادن فرزند، سنگین است. اما داغ انتظار سنگینتر... شنیده ام هنوز مادرت منتظر آمدنت و در آرزوی زنده بودنت است...
تو قطعا در آغوش مادرمان هستی... نوازش میشوی با دست یک پهلو شکسته... و اربااربایی چو فرزندش... و تا آخر تو در یاد خواهی ماند و ماییم آن خطاکاران که شاید دست ما گیری...
زبانِ قلم عاجز است از بیان، برای مظلومیت نامی که جاوید خواهد ماند. تاسف از برای شروین هایی که نامت را نیاوردند، و من تا آخر عمرم نویسم باز کم گفتم...✍🏻شاید دلنوشته - مهدی مجاهد۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ (16 may)مصادف با روز جهانی پسر ...
05:35 - 16 May 2026