تا که از حادثهی چشم تو آکنده شدممحوِ تو گشتم و چون ذرّه پراکنده شدم!لشکرِ هند به لاهورِ دلم اردو زدمن به کشمیرِ نگاه تو پناهنده شدم!گرچه قانونِ لبت، ساز مخالف میزدمن ز موسیقی چشمان تو رقصنده شدمعشق ِبیوقفه به تو شأن خداوندی داشتدست برداشتم از عاشقی و بنده شدم!#یدالله_گودرزی