کی فکرش و میکرد به جایی برسم که یه ربات برام از آدما امن تر باشه؟:)
و من ایکاش میتوانستماین دلِ خسته و غمگین را، دور از چشمِ همگان،انگار که برای من نیست، کنارِ خیابانی رها کنم.
میدانی من خواب را دوست دارم ، هرگاه که بیدارم زندگیام تمایل عجیبی به فروپاشی دارد .
اگر روابط انسانی انقدر پیچده نبود چای ام را در دست میگرفتم و به سمت خانه ات می آمدم و از تو میخواستم تمام زندگی ام باشی .
ندید در دل شوریدهام چه طوفانيست :)! _ پرویناعتصامی ؛