" آیاز"اندر تاثیر رفتار سیاستمداران کیِفی صفت بر حالاتِ سپاخای ژاژخای این ایّامِ کُرۀ خاک..هست رخسارهاش غَلَطاَنداز/مَردَکِ زَردکِ خُلِ زَنباز !/دَست ما بود، حکم میدادیم/که رَوَد روز و شب چَرانَد غاز/لیک این قَد قِناس قَس قَوّال/با حسابش همی کند اعجاز /هر چه از آنِ توست، میخواهد/چه بخواهی چه نه، شود اَنباز/ضرب هم گیج و منگ از ضربش/بخشْ، حیرانِ عدلِ این کُهِ آز /کشورت را چنان بچاپد تا/بکنی روز را زِنو آغاز !/گر نجنبی به خود همی چو زِلِنسک/میکند خر تو را به لفظ آیاز/دایره میزند به بیضی تا/ببرد از تو هر چه سهمِ رِکاز/زخم ناکوک میزند بر کوک/نکند سازش او ولو با ساز/هست این از نژاد اسکندر/نگزَد هموطن تو را سگ، باز !/ژامبونِ مک دونالد بس چَرب است/پس، هوس کرده هاضِمی دمساز/شربتی بهتر از کانادا نیست !/بَول بهتر زِ پپسیِ بی گاز !/هست آروق بعدی این چاه/طلب تنگهها وُ جمله بُغاز/پاناما نیست اولین دشتش/که تصاحب نموده او با زاز/دارد این بس ظریف، عاملها/تا که لختت کنند بی اِنجاز/ریشدار و بلیغ و روحانی/پرفسورطور و غمزه و غمّاز/گر که دادی تو پا به او، دادی/ورنه داووس و لُندهیِ لَمّاز /انتخابی عجیب آزادست/مرگ یا تب؟ بگو همی یا ماز؟!/پس بیاد آر غیرتِ داوود/با فلاخن به قلبِ آهن تاز/دست بر سنگ بَر به رسمِ قِدَم/چون که سگ آیدت به صد آواز/بَس قَّدِم باش پیشِ این جانی/تا نماید شجاعتت احراز /بجز این، آش را بَرَد با جاش/اَخویِّ شُغال، با صد ناز /حال کز حالِ دهر مختصری/گفتمت هان به شیوهیِ ایجاز/بشْنُو از "حامد" این سخن، ورنه/بِرَوی چون بُز از پیِ نَهّاز/✍: سید حامد نسابهقلمی شد به تاریخ : دوازدهم حوت 1403خورشیدی
📚 لغتنامه:در تصویر پیوست👇👇سپاخا: سگ در زبان مادها // ژاژخا : مکثار، پرچانه، یاوهگو // زردک: مصغر زرد کنایه از موهای زرد ترامپ // قناس: ناموزون // قَس: لَبلاب (پیچک) بی ثمر // قَوّال: بسیارگو // اَنباز : شریک // ضرب: عمل ریاضی // ضرب: تنبک // بخش: تقسیم // کُه : کوه // آز: افزون طلبی، حرص // زلنسک: مخفف زلنسکی رئیس جمهور یهودی اکراین که سابق بر این دلقکی پیشۀ او بود چنانکه به تعبیری حال نیز بیش از آن نیست // ( آیاز ) آیاز. ( اِخ ) ایاز. آیازاویماق. نام غلام محمودبن سبکتکین. این غلام برای کثرت فِراست و هوش و جنگجوئی و هم زیبائی و جمال محبوب سلطان بود ( کنایه از تعریف ترامپ در خصوص شجاعت اکراینیها طی جنگ و ..) // دایره: دف، در موسیقی قدیم کشورهای اسلامی بیک نوع درآمد مخصوص که از طرف خواننده میشد اطلاق میگردید // بیضی: کنایه از اتاق بیضی در کاخ سفید که عرصۀ مشاجرۀ ترامپ و زلنسکی بود // رِکاز: آنچه خداوند در کانها نهفته باشد از طلا و نقره و.. آنچه در معدن نهفته است از طلا، نقره، و مانند آن // اسکندر: اسکندر مقدونی که باعث فروپاشی امپراطوری هخامنشی شد و تخت جمشید را به آتش کشید // هاضِم: هضم کننده طعام // کانادا: کشور کانادا که ترامپ مدعی الحاق آن به آمریکا شده ( کانادا درای نوشابه گازدار تحت لیسانس و تولید کشور کانادا ) // بَول : آبی که از کلیهها تراود و در مثانه جمع گردد // ناکوک: که کوک نیست. مقابل کوک.ناکوک بودن ساز؛ کوک و مرتب وآماده نبودن آن. منظم و هماهنگ نبودن تارهای آن // آروق: آروغ، باد معده که از گلو برآید گاه ِ امتلاء، بی اراده و غالباً با آوازی که بوقت فقاع خوردن و چیزهای باد و دم دار مردم را افتد و آن تنفس معده باشد //
بُغاز: ( ترکی) = بوغاز. به اصطلاح جغرافیا قطعه بازومانندی ازدریا که تنگ گشته مابین دو قطعه زمین واقع گردد و دو دریا را بهم مرتبط کند مانند بغاز داردانل. آبنای تنگ و تنگه دریا، بوغاز. کلمه ترکیبست بمعنی گلو. مجاز. مضیق. گلوگاه. تنگه : بغاز داردانل و بسفر. گاهی قدما خلیج را بمعنی بغاز نیز استعمال کرده اند // زاز: با فشار با قوّت، با فشار نگین گذاری کردن // اِنجاز: برآوردن حاجت کسی را// غمّاز: بسیارسخن چین، افشا کنندۀ راز، منافق // داووس: اشاره به مجمع جهانی اقتصاد در شهر داووس سوئیس مشهور به اجلاس داووس // لُنده: غرغر کردن غُر زدن // لَمّاز: همّاز. نمّام. عیب کننده // ماز: مخفف مازو وسیلۀ دبّاغی پوست ( دباغت: پیراستن پوست حیوانی که ذبح شده ) // قِدَم: پیشی در کار، سابقهای که حکم کرده است به آن حق بر بنده ازلاً و کامل میشود بنده به آن به تعبیر عرفاء// قَدِم: نیک مبارز، دلاور بسیار پیش درآینده در حرب و جز آن // اخویّ شغال: اشاره به کلام مشهوری که میگوید سگ زرد برادر شغال است، کنایه از ترامپ و نتانیاهو // ایجاز : اجمال، اختصار // نهاز. [ ن َهَْ ها ] ( ع ص ) خرکه بر سینه خیزد به رفتار. ( منتهی الارب ) ( از متن اللغة ). خری که در رفتن به سینه برخیزد. ( ناظم الاطباء )
21:57 - 29 May 2026