دید تمساحی به آفریقا زِ تلویزیون همیاشک می‌ریزد یکی در هیات تیمسارهاآشنا می‌زد قیافه، قافیه از یکطرف گشت تمساح کذا،درگیرِ بس پندارهاخوب ورمالید چشمانش، بسی مبهوت شداز تناقض بین آن اشک و چم و کردارهاگفت: هان یا للعجب، یاران کمی یاری کنیداین که می‌بینید تمساح است، ای بِیطارها ؟!" پس به اینمارست تماسی او گرفت از دفترش با رفیقش در برزیل از دل مردارهااین طرف، سلطانِ زیرِ سطحیِ مردابِ خونپادشاه اوکا وان گاوا زِ مُلکِ قارهاآن طرف، خِنرالیسیمو اِسکاما اِل تِمبلِهدِل ریونِگرو، رئیس جمله‌یِ جبّارهااو که بوده‌ست از ازل در آمازون تنها خبیردر امور صنفیِ تمساح‌ها و مارهاگفت با آن لهجه لاتین: بوئنو یا آلواین طرف تمساح آفریفا : دومَلا‌،جارهاالحکایت، بعدِ کلّی خِش خِش و داد و الو وصل شد یک ارتباطی درخور شهوارها قصه‌ها گفتند با هم رهبران سندیکاحرفها ردّ و بدل کردند حول کارهاتا که پرسید از رفیقش آن یکی وز آفریقاهست در ایران دو گونه کورکودیل انگار، ها؟!با تعجب گفت تمساح آمازون: من فقطگونه‌یِ گاندو شناسم،حول هامون‌سارهاگفت از افریقیه :در حیرتم از آن دوپاقاتلی گریان، پر از بغض و غم و انکارها !!حول هامون هم نبود او،از قضا در مرکزِ کشورش بودا،کنار جاجرود و جارهاماجرا اینگونه بود از منظر چندین قناه از فلان تی وی و اَلبَت جمله‌یِ بیسارهاگو که شیری بی نظیر از جمله‌یِ ابدال دهروز سرِ بی مهریِ امثالِ این جاندارهارفته از دنیا به غدرِ جمله‌، غدّارانِ غُدداغدارند از فراقش مردمان در دارهاحال،این سلطان‌کُشِ کندرچمِ کرکس‌نشاناشکها ریزد چو ما بر نعش صیدش،بارها صید خود را می‌ستاید گاه در گفتارِ خویش در عمل می‌بلعد او را،خبره‌یِ کشتارها
لیک او بر عکس ما، باشد دوپا، اِِل تِمبِلِهچون تدی روزولت‌، محبوبِ همه کفتارها !!گفت تمساح آمازون: قطعا او گاندو که نیست گونه‌ای تمساح نو‌، شاید که ترکیبی بُوَد از بهائم وز بنی آدم وَ آدم وارهادستپختِ جمله‌یِ احزابِ و محصول وفاقحاصلِ بس حزبِ باد و جمله‌یِ بوجارهاالغرض مفروض شد آن قاتلِ گریان چنینگونه‌ای نو در جهان، هم مسلکِ سوسمارها او که چینِ اشکدانش، برده گوی سبقت ازجمله‌یِ تمساح‌های نیل و دیگر یارهاآن زرهپوشی که چون سوسمارهای آفریقاپوستش ضرب‌المثل گشته، بَرِ بی‌عارهاقصه طولانی شد از آن اشکِ تمساحی که ریختهمچو باران بر سر صیدش، چنان اوبارهاآن وسط، پایم به روی سیم، چون لغزید، گفت:استراق سمع منما، داد پس زنهارهازین شدم مضطر ز خشمِ مافیای آفریقاوز بلک لیست آمازون، از پی هشدارهالیک آن تمساح خوشخیمِ مرام‌آباد شدناصحی بهتر زِ اخوان و از این سرکارهاگفت ، "حامد" گر شوی، روزی، مرا،روزی، بدانبِه از آن گردی اسیر سلّه‌یِ سگسارهاصد شرف بر قطره‌یِ اشک کمِ تمساحِ نیلتا که اشک افشان شود نعش تو زین مدرارها : سید حامد نسابه#طنز#شعر📜🖌📜🖌📚 لغت‌نامه:• بیطار: دامپزشک• اینمارست : یک نشان فعال در حوزه ارتباطات ماهواره‌ای• اوکاوانگاوا یا اوکاوانگو : یک دلتا در آفریقا• قار : سیاه .. ملک قارها : قاره آفریقا سرزمین سباهپوستان• خنرالیسیمو اسکاما ال تمبله دل ریونگرو : ژنرال ارشد رودخانه سیاهیک نام طنزآلود اسپانیولی• جار: بانگ، داد و فریاد• بوئنو / آلو : کلمه رایج نزد لاتین تبارهای پرتغالی یا اسپانیولی هنگام پاسخ به طرف مقابل در تلفن• دومَلا : کلمه رایج نزد بخشی از آفریقایی تبارها هنگام پاسخ دادن به تماس تلفنی
• شهوار :مخفف شاهوار. هر چیز که لایق وسزاوار پادشاهان باشد• کورکودیل : تمساح• گاندو : نوعی تمساح پوزه کوتاه که در شبه قاره هند و جنوب شرق ایران زندگی می‌کند• جاجرود و جارها: جاجرود و همسایگان، مجاوران• کندر : کرکس ویژه کوههای آند در قاره آمریکا• تدی روزولت: تئودور روزولت یکی از رؤسای جمهور آمریکا که به کشتار حیوانات شهرت داشت و تعداد زیادی شیر ببر خرس کفتار و سایر گونه‌ها را در قاره‌های مختلف شکار کرده بود به آن افتخار می‌کرد اما در یک ماجرای کاملاً فانتزی از کشتن یک خرس دربند خودداری کرد و آن خرس، یک شبه تبدیل به نماد طبیعت دوستی شکارچی سابق و رئیس جمهور لاحق آمریکا گردید و همگان به مدد چاپلوسان ریزه‌خواران درگاهش، سوابق شکار و کشتار حیوانات توسط او را به این وسیله از یاد بردند/ عروسک‌های آن خرس در دنیا به عنوان تدی مشهور شدند و.. !!• اوبار :.هر جانوری که جانور زنده را فروببرد گویند اوبارید. مخفف اوبارنده.- جان اوبار ؛ جان ستان•سله : عموماً سبدی که مارگیران مار در آن کنند• سگسار : مجازاً: حریص .دنیاپرست • مدرار : بسیار آبریزنده. ابر باران‌ریز📚 دهخدا/ معین/ آبادیس📜🖌📜🖌📚 کانال اختصاصی سیدحامد نسابه:https://eitaa.com/joinchat/32833672C1ad49dff3c
22:10 - 15 July 2026
political
Political joke
Poetry and memoirs



7 Replies

Profile picture of ‌شمیم‌
Replying to
سلام ودرود هم شعرتون عالی بود و هم ماشاءالله اطلاعاتتون 👌👌

Profile picture of ‌محمد عباسی‌
Replying to
صد شرف بر قطره‌یِ اشک کمِ تمساحِ نیلتا که اشک افشان شود نعش تو زین مدرارهادرود👏❤️شرح حال کامل و گویاافسوس که سرزیر برف کردن وقصدعبرت گرفتن هم ندارندهرچند دلخونیم از این بازیها وبازیگر، اما مرور این وضعیت در زبان شعری دراین سبک فهم واقعیت را روشن ترمیکندنام،یاد وقلمتان همیشه ماندگار

Profile picture of ‌سادات‌
Replying to
عالی بود 😅

Profile picture of ‌Far iravani‌
Replying to
2 MB

Profile picture of ‌محمد‌
Replying to
کودتاچی ها اول ۱۸ دی را امتحان کردنبعد از اینکه شکست خوردن و امام شهید شروع کردن به تبیین کودتا، خود ایشان را حذف کردنالان هم دارن به کمک آمریکا همون راه رو ادامه میدنمردم باید کار را تمام کنند و کمر کودتا را بشکنند...
3 MB

Profile picture of ‌محمد‌
Replying to
صوت افشاگری محافظ امام شهید در دو بخش🎙محمدمهدی زندوکیلی🗓 تاریخ: ۱۴۰۵/۰۳/۱۵
Voice1
Voice2

Replying to
بسیار زیبا بود این شعر بکن توحلق قالیباف و بقیه وفاقیون.