پانزده ماخ. رادار دشمن یک نقطه می‌بیند، بعد دو نقطه، بعد هیچ. مانور درون‌اتمسفری یعنی تمام معادلات پدافندی روی کاغذ باطله. نه شاید نخورد، نه احتمالاً، قطعیت. وحشت در همین قطعیت است؛ می‌دانی می‌خورد، نمی‌دانی کی و کجا.
غرب سال‌ها روی گلایدر هایپرسونیک کار کرد، معدود نمونه عملیاتی دارد. ایران اما آزمایش کرد و سیلو زد. خشمشان نه از خود موشک، از این است که ما ساختیم. تحریم، برجام، قطعنامه، تهدید نظامی. خروجی تمام این فشارها، یک شیء ۱۵ ماخی که در جو می‌پیچد و از لایه‌های پدافندی عبور می‌کند.
تحقیر تکنولوژیک، عمیق‌تر از هر تحریمی می‌نشیند.جمعیت جلوی تلویزیون. پخش زنده. مهندس پشت سکوی متحرک، دستش روی دکمه. بعدش تبدیل می‌شود به «چِشمانِ ترِ هم‌سایه.» نه شعار، نه پلاکارد. چیزی زیر پوست می‌دود که اسم ندارد.
تعلق به یک «ما»یِ بزرگ‌تر از خودت.تهدید شدی، ساختی. محاصره شدی، سیلو زدی. تحریم، موشک شد. این اقتدار نه از جنسِ باید بپذیری از جنسِ نمی‌توانی نادیده بگیری است.مصلحت است، مفسده نیست.
18:18 - 12 June 2026
Poetry and memoirs
Strategic
Sacred Defense

156 Views