غروب، کوه، نسیم، آسمان، ستاره، هلالدوباره فرصت آن شد که وا کنم پر و بالبه شهر مژدهٔ لبخند ماه خواهم داداگر بچینمش از پشت بامِ استهلالمنی که کنج دلم آیه آیه خوف و رجاستمنی که روی لبم یا محول الاحوالرسیده وقت رسیدن! چرا بمانم دور؟رسیده فصل رسیدن! چرا بمانم کال؟
دل خزانزدهٔ من بیا جوانه بزنببر به درک سحرها بهار را امسالتو میرسی _اگر اینروزها اراده کنی_ به دشتِ ناشدنیها، به قلههای محالنگاه کن به در خانهاش! ببین باز است!و آمدهست خود میزبان به استقبال!عجب شروع قشنگیست ماه مهمانیتمام سال نو ای کاش بر همین منوال…فاطمه عارفنژاد#رمضان 09:16 - 2 March 2025