30 June 2026
داستان یک دایناسورِ مادر و بچه‌هایش را نوشته بودم که مادر می‌میرد و بچه‌ها به تنهایی بزرگ و آبدیده می‌شوند. قبل از چاپ برای نوه‌ام خواندم.گفت: «میشه مادرِ بچه‌دایناسورها نمیره؟ آخه بچه‌ها مادرشان را خیلی دوست دارند.» قبول کردم و قبل از چاپ، پایان داستان را تغییر دادم.
Profile picture of ‌نازنین نوری‌
Replying to
سلام برادر خوبم...نوه تون?برادرم هنوز خیلی جوونن
سلام خواهر خوبم. ممنونم. بله من نوه کلاس اول دارم و خیلی هم دوستش دارم و قصه هایم برای بچه ها را اول برای او می خوانم.
20:05 - 1 July 2026

27 Views