همسر عباس دوران میگفت که عباس ماموریتی داشت توی عراق یک پل رو بزنه تا پشتیبانی زمینی عراق رو قطع کنه میره با جنگنده حوالی پل ولی نمیزنه دیوار صوتی رو میشکنه و بعد با تاخیر میزنه گفتن چرا اینکار خطر ناک رو کردی گفت دو تا بچه داشتن روی پل بازی میکردن اینکارو کردم اونا فرار کنن بعد بزنم پل خالی رو