ساعت۱۶:۴۵ از خواب پریدم با این فکر که زلزله شده و باید خودمو نجات بدم. خونه نیمه تاریک بود. دوان دوان رفتم دم در دیدم رعد و برقه همراه با بارون فوقالعاده شدید.هنوز نتونستم فرق رعد برقو زلزله رو به مغز تازه از خواب بیداره شدهام بفهمونم که یهو برقاهم قطع شد. این وسط با شلوارک نمیشد بری بیرون،