🇮🇷برای وطن زخمی اما با شکوهشاعر حوزه علمیه: بانو عاطفه خرّمیدر پناهش رد شدیم از دره ها از بیم هارد شدیم از لحظه های زخمی تقویم هاردشدیم از روزگار رونق مرداب هاتیرباران می شد آنجا سینه نوّاب هارد شدیم از التهاب بهمن و سرمای سختبا امید صبح فردا از دل شبهای سخت دسته پروانه ها بر سنگفرش ژاله ریختدر خیابانهای ما خون هزاران لاله ريخت ما بهاران جهانیم و خزانها دیده ایم در دل صحرایمان داغ جوانها دیده ایمصخره ها کوچکترند از ما که طوفان زاده ایمما که از گهواره مان نسل جماران زاده ایمجزر و مد هشت سالِ پر طپش را دیده ایملاله لاله در دل این سرزمین روئیده ایمقد کشید ایمان مان در لابلای رنجهاسربرآورد از دل ویرانه هامان گنج هاآه اما برخی از غربال ایمان ریختندناگهان بر دامن تاریک شب آویختندما به سوی قله ای روشن به راه افتاده ایمما به پرچمدار ایران دست بیعت داده ایم سربلندا! خاک من ای خاطراتت ماندگار!ای غرور با شکوه!ای سرفراز روزگار!گرچه تابوت درختان روی دوش باغ توست روشنی های جهان از شعله های داغ توستگاه طوفان، گاه اما ابر بارانی شدیناگهان یک شب عزادار سلیمانی شدیسوختی ،لبریز از داغ ارسباران شدیبا نوای "هارداسان "حیران شدی گریان شدیبا تن مجروحِ دیروزت به فردا می رویشک ندارم"تو ز بالایی و بالا میروی"سرو قامت! تا همیشه استواری ای وطن!ریشه داری، ریشه داری، ریشه داری ای وطن!
10:48 - 19 January 2026