توی آبادان رفته بود جبهه ی فیاضیه، شده بود خمپاره انداز شهید شفیع زاده دیده بانی می کرد و گرا به ش می داد اوهم می زد. همان روزهایی که آبادان محاصره بودروزی سه تا گلوله ی خمپاره ی صد وبیست هم بیش تر سهمیه نداشتند این قدر می رفتند جلو تا مطمئن شوند گلوله ایشان به هدف می خورد. تعریف می کردند ، می گفتند