ای خرّم از فروغ رُخَت لالهزار عُمر!بازآ که ریخت بی گل رویت بهار عمر!از دیده گر سرشک چو باران چکد رواست!کاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر!این یک دو دم که مهلت دیدار ممکن است!دریاب کار ما که نه پیداست کار عمر!بی عمر زندهام من و این بس عجب مدار!روز فراق را که نهد در شمار عمر!#حافظ_قرآن