چند شب ،یک رویا ویک جمله حضرت آقا کنار منزل پدری قدم میزدن ویک جمله را خطاب به من می گفتن:ما به احوالات شما اگاهیم حواسمان به شما هست تنها چیزی که من را متوجه خودش کرد این بود که این جملات متن یک روایت از امام مهدی ستمدتی گذشت تا اینگه همراه مادر خدمت حضرت آقا مشرف شدیم
پایان مراسم مادر زسیدن خدمت ایشان چند کلامی صحبت و....از مادرم پرسیدم به حضرت آقا جی گفتین :از آقا تشکر کرده بودن که دعوت شده بودن به بیت و....بقیه رو نگفتنهنوز یادم هستمادر بنده مدتی بود حال روحی خوبی نداشتن و ما خبر نداشتیم چقدر خجالت کشیدم از خودم #خاطرات _ دیدار # بیت رهبری 12:39 - 2 July 2026