امشبخونهخالماینارفتهبودیمدیدو بازدیدعیدداشتیمازخاطراتاربعینو حال و حواش تعریفمیکردیم که من روبهشوهرخالمکهنرفتهکربلا گفتم من رفتممیدونمچطوریه!سکوتکرددقیقا مثلاین چشماش سرخ شد🫠انداخت رو دور شوخی گفت امامحسین من نمیام ولی اینم نیادبند دلم یهو پاره شد *** دلشو ***** باشم چی!