سر شب بودقصد کردم بنویسم غزلیکه بعدبه سر شب تا خود صبح بخوانی و بدانیکه چه بر سر این دل شیدای حزین آمده ای دوستآنچنان بیت به بیتش بسوزاند همه ی بند بند دلت را وآنچنان اشک بریزی که شود چشم تو خشک و دلت از این غزل پر غصه ی ما خونقلم آوردم و آهی بکشیدم و کردم شروع و نوشتم .(دلتنگم💔)
