3d
حقیقت این است که ما درد را حس میکنیم زندگی میتواند دردآور باشد،اما رنج نتیجه فرار کردن ما از حس کردن درد است...درد دقیقا آن چیزی‌ست که مخالف میل ما باشد،پس رنج چیزی جز فرار ما از رویارویی با دردی که به آن مبتلا هستیم نیست. _تکه‌ای از یه کل منسجم
Profile picture of ‌Mohammad‌
به عنوان یه روانشناس قبول دارید رنج نتیجه‌ی فرار از درده؟شهوداً اینطور به نظر نمیرسه، مثال نقضش هم اینه که شخصی که از درد فرار نمیکنه و بر فرض ریاضت عمدی میکشه اون هم رنج رو درک میکنه...اگر درد، به معنای اخصش یعنی شلیک فلان ماده از فلان عصب خاص باشه، رنج اعم از درده و هم‌مفهوم با اون نیست
Profile picture of ‌yaskabod♡‌
Replying to
به همین دلیل، از دیدگاه روانشناسی، چیزی که رنج رو تشدید می‌کنه، اغلب خود درد نیسترابطه‌ای هست که ما با اون درد برقرار می‌کنیم.بنابراین اگه بخوایم دقیق‌تر بگیم، باید گفت که رنج فقط نتیجه‌ی فرار از درد نیست
Profile picture of ‌Emad🇮🇷‌
Replying to and
دقیقا رنج،لزوما فرار از درد نیست؛ بلکه همون تبعات احساسی و عا طفی حاصل از درد محسوب میشه که به عناوین و اسمهای مختلف تعبیر میشه ؛ مثل اضطراب، سختی،مشقت و ...
رنج زمانی شکل می‌گیره یا شدت پیدا می کنه که علاوه بر خود درد، نحوه‌ی ادراک، معنا دادن و مواجهه‌ی فرد با اون هم وارد ماجرا بشه. به همین دلیل، دو نفر ممکنه درد مشابهی رو تجربه کنن، اما شدت رنج روان‌شناختی‌شون کاملاً متفاوت باشه.
20:33 - 2 July 2026



2 Replies

Profile picture of ‌Emad🇮🇷‌
Replying to and
احسنت؛ تفاوت ظرفیت و نوع و روش تحمل رنج در آدمها کاملا متفاوته و بحثش جداست

Profile picture of ‌Emad🇮🇷‌
Replying to and
درد زمانی مفهوم رنج پیدا میکنه که شامل طول زمان بشه؛یعنی درد مزمن؛