هر بار عزیزی از دستم میرفت، خیال میکردم دیگه نمیمونم و همین آرومم میکرد. ولی میموندم. نمیمردم حاجی.میموندم رنج میکشیدم تا نوبت عزیز بعدیم میشد.حالا من پر از دوری ام حاجی. پر از جدایی. پر از حسرت.رنج ورم کرده دارم حاجی.خدا خواسته اولش که آدم عزیز از دست میده، خیال کنه میمیره حاجی ولی بمونه رنج بک…Show more
