🔹خاطره‌ای خواندنی در سال‌روز رحلت سیدالاسرای ایران سید علی اکبر ابوترابی🔸در زندان تکریت زندان‌بانی داشتیم به اسم کاظم که بدترین رفتار را داشت. گاهی آقای ابوترابی را چنان کتک می‌زد که تا مرز شهادت می‌رفت.🔸یک هفته به مرخصی رفت اما دو روز زودتر برگشت و آدم دیگری شده بود! دیدم کنار روشویی چند دقیقه مهربانانه با آقای ابوترابی صحبت کرد. از او پرسیدیم کاظم چه می‌گفت؟ فرمود کاظم گفت: کنار مادرم نشسته بودم که پرسید تو در اردوگاه اسرا را شکنجه می‌کنی؟ کاظم تعجب می‌کند. دوباره مادر می‌پرسد آیا سیدی در بین اسرا هست که تو او را شکنجه کرده باشی؟ دیشب حضرت زینب (س) را در خواب دیدم که می‌گفت چرا فرزندت اسیری از قافله اسرای ما را آزار و اذیت می‌کند؟🔸مادر می‌گوید شیرم حلالت نیست اگر آنها را اذیت کنی. کاظم هم متحول شده بود. 🔹پس از سقوط صدام، کاظم به ایران آمد و از تک‌تکِ ۹۰ نفر اسیر اردوگاه حلالیت طلبید. حتی به مشهد رفت و سر خاک آقای ابوترابی از او هم حلالیت خواست. 🔹در جنگ داعش کاظم به عنوان مدافع حرم به سوریه رفت و در نزدیکی حرم حضرت زینب (س) با تیر مستقیم دشمن به شهادت رسید.» (سعید اوحدی، رئیس سابق بنیاد شهید کشور)
20:32 - 2 June 2026

532 Views