#پنجرهسر روی ابرها نگذار امشب و نخوابمهتاب من به پنجرهٔ مات من بتابچشمم ستاره می‌شمرد تا طلوع صبحیک دو سه باز می‌رود از دست من حسابیادش بخیر سفرهٔ رنگین شراب نورهر روز مست بودم و مهمان آفتابمن رفته رفته دور شدم دورتر شدماز ساحل نجات رسیدم به منجلاب
سیراب از بهشت تو بودم هزار سالاما فریب داد مرا چشمک سراباز کورهٔ دل آه شرربار می‌کشمآتش گرفته بال دعاهای مستجاباز بی‌محبتی به کمی عشق قانعمتر می‌شود لب همگان با دو قطره آبماه خمیده قامت تنها دلم پر استسر روی ابرها نگذار امشب و نخواب#امیرحسین_قاسمی‌پور
00:03 - 25 August 2026
social
Poetry and memoirs
Islamic revolution of Iran