#ویرشتمشکل دوم، برخورد افراطی با عرفان و فلسفه اسلامی است. نویسنده تقریباً همه سنت فکری شیعه ـ از ملاصدرا تا علامه طباطبایی و حتی امام خمینی ـ را ذیل «عرفان ضد عقل» قرار میدهد. این در حالی است که در سنت شیعه، عقل یکی از منابع دین است و فلسفه و عرفانِ منضبط، قرنها در کنار فقه رشد کردهاند. بله، ما عرفانهای منحرف و صوفیگریِ ضدشریعت داشتهایم، اما اینکه ابنعربی، ملاصدرا، سهروردی، شریعتی، هگل، مارکس و حتی دولت مدرن را همه در یک جبهه واحد قرار دهیم، بیشتر شبیه «برچسبسازی ایدئولوژیک» است تا تحلیل علمی. جالب اینجاست که نویسنده خودش مدام از «نظام صوری»، «گودل»، «آکسیوم» و «تحدی» استفاده میکند، اما وقتی نوبت به سنت هزارساله اجتهاد و کلام شیعه میرسد، آن را با یک برچسب«عرفان» کنار میزند. در حالی که در مکتب اهلبیت(ع)، دین فقط با یک آیه یا یک اصل انتزاعی فهم نمیشود؛ فهم دین نیازمند جمع قرآن، سنت، عقل، اجماع، سیره و فهم تاریخی است.#نظریه_آزادی_ایران_و_دین#آزادی#دین#تشیع#فلسفه_سیاسی#حوزه#دانشگاه#ایران#نقد_کتاب#اندیشه#هوش_مصنوعی