ویرشتنکته مهمتر این است که نویسنده آیات آزادیمحور مثل «لا اکراه فی الدین» را میگیرد، اما دهها آیه درباره حدود، عدالت، امر به معروف، قضاوت، جهاد، ولایت، انفاق و مسئولیت اجتماعی را یا تأویل میکند یا به حاشیه میبرد. در حالی که اسلام فقط دینِ «حق» نیست؛ دین «تکلیف» هم هست. در فقه شیعه، انسان فقط حق ندارد؛ مسئولیت هم دارد. اگر کسی بگوید «هر دخالت دولت در اقتصاد شرک و طاغوت است»، باید پاسخ دهد پس فلسفه وجودی حکومت امیرالمؤمنین(ع) چه بود؟ چرا حضرت استاندار منصوب میکرد؟ چرا برای بازار ناظر میگذاشت؟ چرا با محتکر برخورد میکرد؟ چرا بیتالمال را مدیریت میکرد؟ اگر هر ساختار حکومتی ذاتاً ضد آزادی است، پس اساساً امامت و تشکیل حکومت توسط معصوم چه معنایی پیدا میکند؟ اینجاست که نظریه کتاب، با متن فقه و سیره اهلبیت(ع) دچار تعارض جدی میشود.بنده جدی تر شدم برای مطالعه مابقی کتاب#منتظر باشید#نظریه_آزادی_ایران_و_دین#آزادی#دین#تشیع#فلسفه_سیاسی#حوزه#دانشگاه#ایران#نقد_کتاب#اندیشه#هوش_مصنوعی