در محضر اربابرفیقان، اگر بیادبی نباشد، باید گفت که تقصیر از خود امام حسین (ع) است، نه، بلکه از خود خداست! از آن رو که در حماسهٔ کربلا چنان جذبه و شوری، چنان حال و انرژیای نهاده شده که هیچ اندیشهٔ دیگری را مجالِ حضور در خیال نمیگذارد.من که اینجا، در این صفحه، انبوهی از تأملات را دربارهٔ عاشورا،
فلسفه قیام و دیگر دغدغههای نظری مینویسم، به محضِ گامنهادن در حریمِ حسین (ع)، خود را در برابر خورشیدی مییابم که وجودم را در شعاعِ خود ذوب میکند. جذب میشوم، محو میگردم، بینشان میشوم، و جز اشکی که جاری است و حالی که در وصف نمیگنجد، چیزی نمیماند. گویی خونِ اباعبدالله، هر عقلِ سنجندهای
را یکباره در خود فرو میبرد و همهٔ حسابهای عقلی را به کناری میزند.کاش، ای کاش، آن حضرت اینهمه جذبه نداشت، تا ما نیز میتوانستیم چند کلمه از فلسفهٔ این قیامِ بیهمتا بر زبان آوریم، بیندیشیم و سخن گوییم، و دیگران را نیز به ژرفای این دریایِ معنا رهنمون شویم.#منبرهای_معنوی 23:02 - 25 June 2026