Profile picture of ‌میورش‌
Replying to
دوای درد درمان سوز این دیوانه دست توستبغل نه بوسه نه حتی کمی از بوت هم کافی ست
Profile picture of ‌بیگانه‌
Replying to
من پزشکی خوانده‌ام درد تو را میدانمش ،فاصله داری ز آغوشم،که تب دارد تنت...
Profile picture of ‌میورش‌
Replying to
حال من حال مریضی‌ست که در کشتن اودرد و درمان و طبیبش همه همدست شدند…
Profile picture of ‌بیگانه‌
Replying to
دردم از یار است و درمان نیز همدل فدای او شد و جان نیز هم...
Profile picture of ‌میورش‌
Replying to
صحبت که جانشین نوازش نمیشودگاهی برای درد و دل آغوش لازم است
Profile picture of ‌بیگانه‌
Replying to
بوسیدم و لب دادم و آغوش کشیدمنامحرم من! محرمی و کار تمام است...
Profile picture of ‌میورش‌
Replying to
من بودم و او بود و شبی خاطره انگیزنزدیکتر از سایه به هم بر سر یک میزمن خیره به او بودم و او محو تماشامن تشنه ی او بودم و او رام من هیزبوسید مرا آن شب بارانی زیبابوسیدمش آن نیمه شب نیمه ی پاییزخندیدم و خندید و بغل کرد مرا باز…Show more
Profile picture of ‌میورش‌
به به چه شبی بود شب عاشق و معشوقبرخورد تن و دست و لب لعل شکر ریزما مست و زمین مست و زمان مست و هوا مستمن راضی و او راضی و انگار خدا نیز!او رفت و...ولی نه همه ی قصه همین بودمن بودم و او بود و شبی خاطره انگیز…
Profile picture of ‌بیگانه‌
Replying to
تو بیا مست در آغوش من و دل خوش دارمستی ات با بغلت هردو گناهش با من...
Profile picture of ‌میورش‌
Replying to
ما را نکشان به سوی لب‌های خودت برگرد برو بخواب در جای خودت میخواهی اگر ببوسمت حرفی نیست اما همه‌ی عواقبش پای خودت...
Profile picture of ‌بیگانه‌
Replying to
هی قهر کنم پس بزنم بوسِ لبت رامن ناز کنم تنگ کنی هی بغلت را...
بس که دلتنگ توام از سر شب تاحالاآنقدر بوسه به تصویر تو دادم که نگو
15:04 - 9 July 2026

1 Reactions
27 Views


1 Reply

Profile picture of ‌بیگانه‌
Replying to
برای عکس توی کیف پولم ،هر ازگاهی چندتا غزل میخونمیواشکی وقتی کسی پیشم نیستلبامو روی گونه هاش مینشونم...