گویی مدتی به جبر همه در باغ پدربزرگ تو روستا دور هم جمع بودیم، فامیلها که از تهران و اصفهان و شهرهای دیگه. مثه فیلم وضعیت سفید. الان همه برگشتند شهرشون با دغدغههای متفاوت خودشون و کسی دیگه به امیر تو باغ فکر نمیکنه.و منی که تو حوض باغ با دستگاهی که ساختم دنبال کلیدم میگردم.
