روایتِ پیوندی که از آغاز در تقدیر تنیده شده و در گذر زمان به همنفسی ناگسستنی استحاله مییابد؛ همراهیای که در نقطهای از تاریخ، از سکوت به بیان بدل میشود و در برابر هیبت قدرت، حقیقت را بیپرده آشکار میکند.ble.ir/SedamoMishnavii/3353436130469933637/1781691941622
فرات در دوردست میدرخشید و تشنگی سایه افکنده بود اما عطش، در دل مردی شعله میکشید که میان فرمانِ خاک و ندای وجدان سرگردان مانده بود. راه را بر کاروان بست اما نمیدانست که پیش از آن، راهِ آرامش را بر خویش بسته است تا آنکه در هنگامهی انتخاب دریافت، گاه رسیدن به حقیقت از گذشتن از خویشتن آغاز میشود.Show this thread
