رهایم کردی و باران به روی صورتم جاریستمن و کارون همدردیم دوایم بغض و تنهاییستاز حالات دلم این است که بغض از چشم لبریز استهوای شهر من گرم و درونم برف تبریز است✍️ طالقانیسم
از احوالات من اینست چون تیری فرو در قلبمرا از خود جدا کردی که حالم مثل شب تیرستعجب این نیست کاندر جان خود کولاک میبینمهوای شهر من گرم و درونم برف تبریز است