امر به معروف و نهی از منکر: لطفاً اول خود را دریاب!همه ما تکلیف شرعی را خوب بلدیم؛ انگار نهی از منکر یک مأموریت ویژه است که با تولد، کارت عضویتش را برایمان صادر کردهاند. امروزه بسیار افراد معدودی را میبینیم، یک نفر که با چهرهای برافروخته و رگهای متورم، در حالی که ادب و مدارا را قربانی کرده، به دیگری به خاطر «حجاب» یا هرچیز دیگری گیر میدهد.اینجاست که آن پارادوکس ناب و نیشدار شکل میگیرد: نهی از منکر، خودش تبدیل به بزرگترین منکر میشود. طرف میخواهد با داد و فریاد، «گناه» را از جامعه پاک کند، اما خودش دارد مرتکب گناه کبیرهای به نام «تحقیر» و «خشونت» و غیره که خود میدانید میشود!!!! یاد سخن صریح قرآن میافتم که با طعنهای عمیق میپرسد:«أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ»؛ آیا مردم را به نیکی فرمان میدهید و خود را فراموش میکنید؟! (سوره بقره، آیه ۴۴)حکایت ما شده حکایت کسی که میخواهد لجن را از روی لباس دیگری پاک کند، اما دستش پر از گل است!! طرف مقابلش کثیف نمیشود، بلکه زخمی میشود!!! گویی این آیه را نخواندهاند که پیامبر اکرم (ص) خود را «رَحْمَةً مُهْدَاةً» (رحمةٌ مهداتٌ، رحمتی هدیهشده) معرفی کرد، نه «اخم و فشاری»!!! نه فردی که ناسزا میگوید نه فردی که تهمت و توهین و دروغ ازدهانش خارج میشود!!! ایشان مبعوث شد تا رحمت را هدیه دهد، نه آنکه مؤمنان را با چماق تکفیر و تحقیر از دین فراری دهد. البته که عذاب الهی هم فراموش نمیشود ولی موضوع الان چیز دیگریست!!!
شرط اول نهی از منکر را بزرگان دین «عامل بودن» گفتهاند. امام صادق (ع) میفرمایند: کسی که امر به معروف و نهی از منکر میکند، باید خودش به آنچه میگوید عمل کند و از آنچه نهی میکند، دوری ورزد!!! وگرنه این کار از دایره «نهی از منکر» خارج شده و داخل در «نفاق عملی» میشود. امام علی (ع) با آن صلابت همیشگی، خطاب به کسانی که خود را در مقام نصیحتگر مینشانند، میفرمایند: «مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ»؛ هر که خود را پیشوای مردم قرار دهد، پیش از آموزش دیگران باید به آموزش خود بپردازد و تأدیبش با رفتارش باشد، نه با زبانش!!!! جالب اینجاست که ایشان در همان منشور حکومتی به مالک اشتر، دستور میدهد که عیوب مردم را بپوشان: «تا آنجا که میتوانی عیبپوشی کن تا خدا عیوب تو را که دوست داری از رعیتت پنهان بماند، بپوشاند» (نهج البلاغه، نامه ۵۳)!!رهبر انقلاب هم بارها گفتهاند: «نهی از منکر با زبان خوش، نه با ایجاد نفرت». ایشان در سال ۱۴۰۱ با صراحت فرمودند: «کسانی که حجاب ضعیف دارند هم دختران خود ما هستند؛ نباید آنها را متهم کرد به بیدینی و ضد انقلابی». اما بعضیها انگار از این جمله فقط کلمه «بدحجاب» را برداشتهاند و «دختران خود ما» بودن را جا گذاشتهاند!!!!
اگر قرار است با گناه، جلوی گناه را بگیری، لطفاً بیخیال شو!!! نتیجه نهایی فقط یک چیز است: دو نفر گناهکار!!! یکی بدحجاب (به زعم تو)، و دیگری تو که آبروی مؤمن را ریختهای و ناسزا و توهین و تهمت و... گفتهای!!! پیامبر (ص) فرمودند: «هر که مؤمنی را بدون حق برنجاند، مانند آن است که خانه کعبه و بیت المعمور را ده بار ویران کرده باشد». یادمان باشد که «قَلبُ المُؤمِنِ عَرشُ الرَّحمٰن»؛ دل مؤمن عرش خداست، تو که با توهین و تحقیر، بیاخلاقی را نهی میکنی، انگار با لگد به عرش الهی میکوبی!!!آن کسی که امروز جلوی آن ایستادهای و فریاد میزنی مرگ بر بی حجاب و هرزه و...!!! همان کسی است که به تعبیر رهبر انقلاب، «دلش متعلق به همین جبهه است» و «اشک هم از چشمش دارد میریزد». شهید آوینی (ره) نیز میگفت: «حجاب میوه عفاف است و عفاف ریشه حجاب؛ برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند». یعنی ممکن است تو محاسن بلندی داشته باشی و چادرت هم حسابی بلند باشد، اما دلشکستن، خودش بیعفتی باطن است!!!پس پیش از آنکه انگشت اتهام را به سمت روسری کمعرض یا روسری نداشته یک دختر نشانه بگیری، یک بار در آینه نگاه کن و از خودت بپرس: «نفس من، امروز چند تُن منکر پنهان دارد؟» شاید وقتش رسیده که نهی از منکر را از بزرگترین منکر ممکن شروع کنی: از «غرور دینی» خودت!!!پ.ن: این متن صرفاً جهت تلنگر به کسانی نوشته شد که فکر میکنند «دینداری» یعنی اخم کردن و انگشت اتهام گرفتن به سمت مردم، نه مهربانی و مدارا با آنها و...من الله توفیق
14:09 - 20 May 2026