نقدی بر فیلم تئاتر «نیوجرسی»آنچه تو را نکشد بی‌‎خیالت می‌کندنیوجرسی به کارگردانی سعید دشتی با نمایشنامه‌ای از صالح علوی‌زاده، یک مفهومِ کُهنه بر ساختارِ نیچه‌ایِ روانِ انسان است که اغلب به تضادهایی در روابط منجر خواهد شد. در این استنباط، گفته‌ی: آنچه تو را نکشد، قوی‌ترت خواهد کرد از نیچه را با تفسیرِ غلط اینگونه تعبییر کرده که: آنچه تو را نکشد، عوضت می‌کند. این تئاتر در سال 1403 ساخته شده و البته که قدرتِ دیالوگ‌گوییِ ثروتی، فتحی و مسعودی‌فر قابل ستایش است امّا باید اعتراف کرد که همچنان امیرحسین یک اصلانِ بد یا بهتر بگویم یک بدمنِ خُنثی است و نمی‌توان روی هیکلِ بازیِ او حساب کرد. پُرسش اینجا است که چرا حالا که بازیگرانِ اصلیِ این نمایش اسم و رسمی پیدا کردند یا بهتر بگویم یک نیمچه سلبریتی‌ای برای خود شده‌اند، فیلمش را منتشر می‌کنید؟ فَکتِ اصلی چُنین است که تئاتر هرگز برای دوربین ساخته نمی‌شود و دوربین نیز نمی‌تواند با شکارِ لحظاتی از آن یک اثرِ صحنه‌ای را به محصولی برای پرده تبدیل کند. البته من بعد از مدت‌ها با دیدنِ این فیلمِ تئاتر دلم می‌خواست برای هنرمندانِ روی صحنه در آخر بایستم و دست‌بزنم چرا که دو یا سه ماهی می‌شود از تماشای این هنر بر صحنه محروم مانده‌ام. اولین نگاهِ مُنتقدانه‌ی من بر این اثر هیچ ربطی به شکلِ عَرضه‌ی آن ندارد بلکه این سؤالِ همیشگی را در ذهنِ خود دنبال می‌کنم که چرا وقتی توانِ خنده‌گرفتنِ، هرچند یک خنده‌ی سیاه باشد، سالم را از مخاطب را نداریم با اشاراتِ اروتیک، آن هم با انگشت، آن را لوث می‌کنیم؟.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی#نقد_فیلم #نقد_تئاتر #درام #نیوجرسی #هنر🎩 ‎@alirafieivardanjani
32 MB
سارا و برادرِ زنبور دوست‌اشمسئله‌ی من به عنوان مخاطب این نمی‌شود که اصلان چرا و چگونه سارا را لُخت پیدا کرده یا چرا او را دزدیده از طرفی چرا سارا، مهتاب ثروتی، با ایرج، که او را دوست دارد، بازی می‌کند؟ مسئله‌ی من این می‌شود که برادرِ زنبور دوستِ سارا چرا با اشاراتِ دستِ اروتیک درباره‌ی زنبور ملکه، ماده‌ها و نرها صحبت می‌کند؟ بیننده‌ی یک درام تلفیقی از کشف و شهود در مجموعه‌ای از وقایع را دنبال می‌کند که در این تلفیق ما مونولوگ‌های ترحم‌برانگیزِ مسخره‌ی ایرج را داریم و ارتباطِ نا مفهومِ برادرِ سارا با زنبورهایش را. از سوی دیگر فاطمه مسعودی‌فر، خواهرِ اصلان، بودن یا نبودن‌اش برای کِشِشِ درام مهم نیست. البته که در «نیوجرسی» این بازیگر توانایی‌های خودش را ثابت کرده امّا اصلان، با بازیِ فتحی، می‌توانست از او به عنوانِ یک رفته از یاد یا مُرده نام ببرد و نیازی به حضورش نبود. در یک دیالوگ همه‌ی بغضِ زنان شکسته می‌شود: کدوم یکی از این زنا رو می‌شناسی که خودشون انتخاب کردن این یکی هم حق نداره خودش انتخاب کنه. سارا که برادرش را تشویق می‌کند به دنبالِ علاقه‌اش رود چگونه تصمیم می‌گیرد اصلان را به قتل برساند؟ ما این چگونگی را در یک رفت و آمدِ دراماتیک نمی‌بینیم بلکه در یک اِبرازِ علاقه‌ی محکوم به پاسخ میابیم که آخرش هم معلوم نمی‌شود سارا دزدیده شده یا لُخت پیدا شده؟ ✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی🎩 @alirafieivardanjan
بی‌خیالیتصمیم یا انتخاب، مسئله این نیست. مسئله تحمیلِ اراده و استنباطِ غلطِ فمینیسم گونه از آن است. «نیوجرسی» سارا را مُحِق می‌کند که اصلان را به قتل برساند آن هم با مُشتی‌گره کرده که سنت را در برابر ایده‌های واپس‌گرا قرار می‌دهد. این مُشتِ نیچه نیست بلکه با دقت بر صحنه‌ی آخرِ نمایش می‌توان فهمید که فهمِ القاء شده‌ی یک نویسنده بر جامعه‌ی تفکراتِ بیننده است. آنچه تو را نکشد عوضت می‌کند یا به شکلِ عوضی تو را بی‌خیال نشان می‌دهد؟ سارا که مثلاً باید نمونه‌ی یک زن با تفکراتِ روشن باشد بعد از قتل، رُژ به لب می‌مالد، سیگار آتش می‌زند و بلوچی‌وار به بینندگان نگاه می‌کند؛ این سارا همان سارایی است که بلد است چگونه می‌شود با ایرج بازی کرد و بعد از سال‌ها از او یک عملِ غیرِ متعارف خواست. در واقع شناختِ غرب‌زده از زن در درامِ علوی‌زاده موج می‌زند و این فرکانس تأثیرِ معکوس بر فرهنگِ بیننده خواهد گذاشت چرا که او آیینِ ایرانی را باعثِ تفکری می‌داند که در نهایت سارا با کسی که دوست‌اش دارد بازی می‌کند و زورگوی عاشق را به قتل می‌رساند. سارا هوشمندیِ غرب‌زده‌ای در برابر فرهنگِ ایرانی دارد که نمی‌توان این هوشمندی را به تفکراتِ نیچه‌ای و استحکامِ اُلیگارشی آن هم از نوعِ لوث‌اش ارتباط داد.✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی🎩 @alirafieivardanjan
22:20 - 26 April 2026
Performing Arts
Theater
Review