ماهیتشنهسراغ چهارپایهی چوبی با آن پایههای لق و پقش رفتم.بادستهای کوچکم آن را تا پای طاقچه هول دادم و با احتیاط رویش ایستادم.بعد یواشکی دستم را تا آرنج در آکواریوم کوچکمان فرو کردم تا ماهی قرمز دوست داشتنی ام را از آن جای تنگ آزاد کنم.خواهر دوقلویم نگین، تا مرا دید.