تو تنها کلمهای هستی که هرگز از شعر زندگی من خط نخواهی خورد؛ نقطهی اوجِ تمام عاشقانهها و امنترین پناه در هیاهوی این جهانِ بیانتها🌹
iriتو تنها کلمهای هستی که هرگز از شعر زندگی من خط نخواهی خورد؛ نقطهی اوجِ تمام عاشقانهها و امنترین پناه در هیاهوی این جهانِ بیانتها🌹
پزشکی، تنها دانش درمان بیماری نیست؛ هنر دمیدن امید در لحظههایی است که رنج، بر جان انسان سایه میافکند.پزشک، با دانش، صبوری و دستانی آمیخته با مهر، نبض زندگی را دوباره به تپش درمیآورد و در تاریکترین لحظات، چراغ امید را روشن نگه میدارد.به پاس تلاشهای ارزشمند، شبزندهداریهای خستگیناپذیر و ت…Show more
«داستان کوتاه» ««آیینهای که هنوز بوی باروت میدهد»»آبِ حوض را تازه عوض کرده بودم. ماهیهای قرمز، بیخبر از آشوبِ این دل، لابلای رقصِ نور و برگهای تازهریختهی درختِ نارنج چرخ میزدند. دستم توی کاسهی آبِ سرد بود، اما درونم کوره میسوخت.از همان روزی که نامهاش رسید—همان کاغذِ تاخورده که گوشهاش…Show more
پرسش بسیار عمیق و تأملبرانگیزی مطرح کردید...اگر بخواهیم این واژه را دقیق و موشکافانه بررسی کنیم، باید گفت: عشق هیچکدام از اینها به تنهایی نیست؛ بلکه یک «تکامل» است. سفری که از تمام این ایستگاهها میگذرد. 👇👇👇عشق در نقطه صفر، یک «تصادف» است؛ در شلوغیِ روزمرگیها، بیهیچ برنامهای با روحت برخ…Show moreReplying toتوصیفتون از عشق چی؟یه حسیه انتخابیه ارزو یه احساسیه تصادفیه توقعیه انتظار کدوم یکی از اینهاست ؟
««وقتی دروغ، آرامآرام به جوش میآید»»جنگ روانی، شبیه پختنِ آرامِ یک قورباغه در دیگ است.اگر از همان ابتدا شعله را بالا ببرند و حقیقت را بیپرده بر سرت فریاد بزنند، گارد میگیری و از ظرف بیرون میپری.اما آنها حرارت را قطرهقطره بالا میبرند؛ خبرها را آرامآرام، حسابشده و پیوسته به جانت مینشانند…Show more
کاش در مدارس و دانشگاههای ما، دستکم دو واحد درسیِ «سواد رسانهای» و «جنگ شناختی» ارائه میشد؛تا یاد بگیریم هر خبر، تصویر، تیتر و هشتگ را بیدرنگ باور نکنیم و پیش از قضاوت، فکر کنیم.
وقتی هدفِ دشمن از تحریمِ حداکثری، «صفر کردنِ درآمد» و «نابودیِ موجودیت» تعریف شده، یعنی وارد «بازیِ با حاصلجمع صفر» شدهایم. در چنین میدانی، جستوجوی «صلحنامه»، نامش دیپلماسی نیست؛ خودفریبیِ استراتژیک است.دشمنی که کمر به حذفِ تو بسته، با امضایِ روی کاغذ آرام نمیشود؛ او تنها زمانی عقب مینشیند ک…Show more
درد عشقی کشیده ام که مپرسزهر هجری چشیده ام که مپرسگشته ام در جهان و آخر کاردلبری برگزیده ام که مپرسآن چنان در هوای خاک درشمی رود آب دبده ام که مپرسمن به گوش خود از دهانش دوشسخنانی شنیده ام که مپرسسوی من لب چه می گزی که مگویلب لعلی گزیده ام که مپرس…Show moreReplying toآقای تاجیک چرا نمیزارین این بیچاره ها توی داستانهاتون بهم برسن🥺
««داستان کوتاه »»«نام تو در حاشیهٔ باران»مریم در کتابفروشی کوچکی کار میکرد که بوی کاغذ کهنه و قهوهٔ تلخ میداد؛ جایی میان یک نانوایی قدیمی و مغازهای که ساعتهای ازکارافتاده میفروخت.هر روز، درست ساعت چهار و بیست دقیقه، مردی وارد میشد؛ کت سرمهای میپوشید، موهایش کمی جوگندمی بود و همیشه یک کت…Show more
برایم چفیهات مانده، پلاک و استخوانی خُردچه کردی با خودت ای عشق، در آن میدانِ طوفانی؟تو گفتی عشق میارزد به جان دادن در این مسلختویی آن یوسفِ بیباک، که شد در عشق قربانی
«رازِ پنهانی»دوباره دردِ دل با تو، دوباره اشکِ پنهانیدوباره حسرتِ دستت، در این شبهای بارانیتو رفتی تا خطِ اروند و من ماندم در این سنگرمن و این خانهی خالی، من و این بغضِ طولانی…Show more
**آنها با شایعه شلیک میکنند،ما با حقیقت پیش میرویم.در میدان رسانه، هر ذهنِ آگاه یک سنگراست؛و ملتی که فریب را بشناسد، شکستناپذیر میشود.**
«گاهی پاسخِ حسین(ع)، نه با کلام، که در سکوتِ دل و اشکِ عاشقانه شنیده میشود.»2 MB
««وقتی جنگ نظامی شکست خورد، آمریکا به آشوب اقتصادی دل بست»»وقتی تقابل نظامی در میدان عمل به بنبست میرسد و هژمونی آمریکا با واقعیتِ سختِ بازدارندگی ما روبرو میشود، طبیعی است که واشنگتن به آخرین حربه خود پناه ببرد: «تروریسم اقتصادی» و تحریمهای کور. هدف کاملاً مشخص است؛ هدف قرار دادن معیشت مردم بر…Show more