.یکی از افراد موثق نقل میکند:روز فوت مرحوم نخودکی، زنی مسیحی در مسیر جنازه به سر و سینهی خود میزد و شیون میکرد.گفتم: مگر تو مسیحی نیستی؟ آخر این مرد، روحانی مسلمانان است.
گفت: این دو دخترم که با من هستند، چندی قبل، به مرضی دچار شدند که هر چه مداوا کردیم سود نداد.حتی پزشکان بیمارستان آمریکایی نیز این دو را جواب کردند. باری رفته رفته، بیماریشان سختتر شد و به حال نزع افتادند.
همسایهی ما زنی مسلمان بود، چون حال پریشان مرا دید، گفت:برای شفای بیماران خود، به قریهی «نخودک» برو و از حاج شیخ حسنعلی اصفهانی که دم عیسوی دارد کمک بخواه. بیا چادر مرا بر سر کن و به آنجا برو.از روی استیصال چادر او را بر سر کردم و پرسان پرسان به آن ده که محل سکونت حاج شیخ بود رسیدم.
دیدم که جلو در خانه نشسته و گروهی از حاجتمندان، اطرافش را گرفته اند.من هم بدون آنکه مذهب خود را اظهار کنم، پریشانی خود را عرضه نمودم.پس ایشان فرمودند: این دو انجیر را بگیر و به آن زن همسایه که مسلمان است بده تا با وضو آنها را به دختران تو بخوراند.
گفتم: قادر به خوردن چیزی نیستند.شیخ گفت: در آب حل کنند و به ایشان بدهند.به شهر بازگشتم و انجیرها را به آن زن مسلمان دادم و او نیز وضو بساخت و آن ها را در آب حل کرد و در دهان دختران بیمار من ریخت.ناگهان پس از چند دقیقه چشم گشودند و شفا یافتند! آری چنین مردی از میان ما رفته است.
برای شادی روح آیت الله نخودکی اصفهانی صلواتی بفرستید.
13:29 - 27 April 2026