🌷شاید که امشب اومدُ به ما یه لبخندی زد و به این دلای خسته جون دادشب #عاشورا ی سال گذشته، در هوای غبارگرفتهٔ جنگ و دلتنگی، ناگهان پردهها کنار رفت و او آمد... آن پیرِ روشن ضمیر،آن #قائد_امت، آن پدر عزیزتر از جان، با همان لبخند همیشگی که اشکها را به شوق مبدل میکرد. یادم هست با دیدنش، همه روی پ…Show more
7 MB


