بیگانه@yegirara6dReplying to @Hunter2دنیا همه شعر است به چشمم، اماشعری که تکان داد مرا، چشم تو بود...320963
میورش@Hunter26dReplying to @yegiraraشبی همراه این اندوه جانکاه مرا با شوخ چشمی گفتگو بود.نه چون من های و هوی شاعری داشت ولی شعر مجسّم چشم او بود!120961
میورش@Hunter26dبه هر لبخند یک «حافظ» غزل داشت به هر گفتار یک «سعدی» سخن بود.من از آن شب خموشی پیشه کردم که شعر او خدای شعر من بود!110911
بیگانه@yegirara6dReplying to @Hunter2تو آن شعری که من جایی نمیخوانم، که میترسمبه جانت چشم زخم آید چو میگویند تحسینم!110751
میورش@Hunter25dReplying to @yegiraraپیش چشمت خطاست شعر قشنگ چشمت از شعر من قشنگتر است!من چه گویم که در پسند آید؟ دلم از این غروب تنگ تر است!110671
بیگانه@yegirara5dReplying to @Hunter2دلم تنگ است و دستم از تو کوتاه خودت را جای من امشب بغل کن...110681
میورش@Hunter25dReplying to @yegiraraدستم نمیرسد که در آغوش گیرمتای ماه با که دست در آغوش می کنی110711
بیگانه@yegirara5dReplying to @Hunter2هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندماندوه بزرگی ست ، چه باشی چه نباشی...120791
میورش@Hunter24dReplying to @yegiraraگرچه از فاصله ماه به من دورتریولی انگار همینجا و همین دور و بریماه می تابد و انگار تويی می خندیباد می آيد و انگار تويی می گذری...2103611
بیگانه@yegirara4dReplying to @Hunter2من همان رودم که بهر دیدنت مرداب شدماه من! بس کن ندیدن های بی اندازه را دل فرو می ریزد و تنها تماشا می کنممثل سربازی سقوط آخرین دروازه را ...210312
میورش@Hunter23dReplying to @yegirara.هر چه میگویم ز وصفت در بیان تو کم است ماه تابان و ستاره بر نشان تو کم است…روح تازه بر دمیدی بر تن بی جان ما عاشقی ، دیوانگی، در کاروان تو کم است.110291
میورش@Hunter23dReplying to @yegiraraلب بر لبم گذار كه جان آيدم به لبعمری است بر لب آمدن جانم آرزوست110311