هری مثل هر شب کنار رودخونه توی جنگل منتظر تام نشسته بود تام با قدم هایی آرام و کنترل شده رسید و پشت سر هری ایستاد و گفت:سلام پسر کوچولوهری آب دهانش را قورت داد تام در یک صدم ثانیه گفت:بچرخ!هری با نگرانی چرخید و شلوارش را پایین کشید چند ثانیه بعد صدای ناله هایش در جنگل پیچید.
I See Red ( GandomMusic