خیلی ناراحتم. قصد شکست سکوت نداشتم. آشفتهام و بههم ریختم. امروز صحنهای در مرکز تهران دیدم که در ولنگارترین کشورها هم عادی نیست، شرمم شد از خودم، از جامعهام، از تاریخم. چطور ما به اینجا رسیدیم؟ رضاخان هم دیگر سقفش مینیجوب بود، ما به کجا میرویم؟ کجا هستند اون شیادانی که میگفتند که عرف همهچیز رو درست می کنه؟ عرف را هم سیل شست. حد یقف این پردهدری کجاست؟ چرا زشتی این صحنه رو نمیفهمید؟ چطور خطر این بحران، چطور فروپاشی اجتماعی رو نمیبینید؟ چرا نابودی انسجام و قاچ شدن جامعه رو نمیبینید؟ و بلکه برعکس گل و بلبل میبینید و افتخار میکنید. چطور امروز لبنان رو میبینید و باز پدال گاز لبنانسازی رو فشار میدید؟ چطور روشنفکری چپ و راست و بعضی کارگزاران این مملکت بعد از صد سال هنوز فکر میکنند لخت کردن زن یعنی پیشرفت؟ اصلا قبول، چقدر لخت بشود پیشرفتت راضی میشود؟ بخدا که کاش این موتورسوار عریان پول گرفته باشد برای چرخیدن در شهر، تصور اینکه دختر و زن ایرانی خودش اینطور بدن فروش شده دیوانهام میکنه.این چپ کوتوله چقدر احمق بود که چنین انحرافی ساخت و ارتجاع را تئوریزه کرد و سربازی از سربازان زنک موفرفری کاخ سفید شد؟ چطور این حجم واگرایی و شکافاندازی، فردیسازی و جامعهزدایی، نابودی هویت و انهدام ذهنی، تلاشی روانی و انفجار اخلاقی، فسخ تاریخی و مسخ فرهنگی رو نمیفهمید؟! این جامعه ای است که باید فشار و جنگ وجودی را تحمل کند! چرا اسراییل و آمریکا به سقوط ما امید نداشته باشند. چطور تبلور کانونهای فساد اقتصادی در این کثافت رو نمیبینید؟! چطور یکسانی رهاسازی فرهنگی و اقتصادی رو نمیفهمید، چطور رابطه آشکار سقوط طبقه مرفه و انقطاع طبقه پایین رو نمیبینید؟! اصلا باور و فرهنگ و هویت هیچ،
حمایت محرومان و دینداران در بحران بقا را ندیدید؟ وسط جنگیم، کجای دنیا میتوان با این وضعیت ایستاد؟ چطور با پاک کردن همه مرزها بتوان از پاسداری مرز گفت؟ چطور با فردیسازی افراطی، مقاومت جمعی حداقلی بسازیم؟ اصلا چطور افراد این جامعه میتوانند با هم ارتباط بگیرند؟! این ویروس احمقانه تکثرگرایی اسم رمز واگرایی و بیتعلقی و معلقسازی بود. این پذیرش نبود،فاصلهگذاری بود. این رشد نبود، تجزیه بود. روی آتشفشانیم، نه عکس کارت پستال سوییس.آمریکا بالای سر ماست و جای مهار تبرج و تجمل مسابقه عرضه تا سطح بدن گذاشتهایم و لذت میبریم؟!ما دچار یک خطای محاسباتی سیستمی شدهایم. اگر مداخله باعث تحریک است،این سطح عریانی هم تحریک گسل اجتماعی است. نه این صدای سکوتی زیبا نیست، این ناقوس مرگ جامعه است. این خاموش شدن پیکسلهای صفحه ایرانست. برای حفظ همین توهمی که اسمش را انسجام گذاشتید هم باید جلوی چنین افراطی را بگیرید. مگر ادعای امنیت نداشتید؟ اصلا موضوع دیگر حجاب نیست، لختی جامعهشکنی است. حداقل در جنگ پیاده شوید، بعد از زنده ماندنمان خیابان را ساحل رویاییتان بکنید و ایران پیشرفتهتان را بسازید. اتفاقا جنگ برای ما مسأله اصلی است، و اتفاقا برای پروژهداران فرصت اصلی. کجا باید بیدار بشوید؟ این شقشقه خطاب به روشنفکر و متوسط و دگوری نیست، به مسئول این وضعیت است که آن را دستاورد میداند، از محجبه ها بدتان میآید بروید از بیحجابها بپرسید چه نظری به این سطح سقوط و اسقاط دارند. به فرض که از تماشای زن ایرانی عریان لذت میبرید، به فرض که این جامعه را زیبا میبینید، به فرض که بیکینی را اوج تمدن میدانید، به فرض که اصلا آرمانشهرتان نمایشگاه بدن باشد، لامصبها با این سرعت به دره میروید. چرا نمیفهمید؟!
من که نشستم سیر گریه کردم.پ.ن: هنوز برای ناامیدی زود هست؛گمان مبر که به پایان رسید کار مغانهزار باده ناخورده در رگ تاک است.
12:23 - 9 September 2026